الشيخ رسول جعفريان

716

رسائل حجابيه (فارسى)

آب دوش را مطهّر نمىدانند و غسل با آن نمىكنند ؛ در صورتىكه در شرع و احاديث شريفه ، تكليف شده است كه غسل و وضو با ماء اسن ، يعنى آبى كه رنگ آن تغيير كرده و آبى كه اولو العاهات باشد ، يعنى مبتلايان به امراض جلدى در آن غسل مىكنند ، غسل و وضو نشود و حمام‌هاى صدر اسلام خزينه‌هاى روباز نداشته و فقط با يك شير از خزانه سر بسته استفاده مىكردند . متجدّدين نشستن روى نيمكت و صندلى و جلوى ميز [ را ] حتمى مىدانند و به اين قيود بىجهت مقيّد هستند ، و از نشستن روى فرش و لو پاك و پاكيزه باشد ، خوددارى مىكنند ؛ و متديّنين نشستن روى صندلى [ را ] جايز نمىدانند و حتما بايد روى تشك و قالى ، هرچند كثيف باشد ، بنشينند . متجدّدين وقت خودشان را در تماشاخانه‌ها و قمارخانه‌ها و باشگاه‌هاى رقص و مجالس خمر با زنان اجنبى و سينماها و مجالس موسيقى و استماع انواع الحان فسق و فجور در راديو و غيره صرف مىكنند ، و به مساجد و عبادت‌گاه‌ها و مجالس وعظ و ارشاد و استماع قرآن و ذكر الهى هيچ سر نمىزنند ؛ و متديّنين وقت خودشان را در مساجد مسقّف خالى از نور آفتاب و هواى صاف و مجالس روضه‌خوانى كه هيچ ثمرهء علمى ندارد ، صرف مىكنند و حضور در سينماهاى خالى از منكرات و استماع راديوى ساده و تماشاى مكتشفات فنّى و صنعتى [ را ] جايز نمىدانند . متجدّدين مقيّدند با كارد و قاشق و چنگال غذا را تناول كنند و لو اين‌كه آن آلات كثيف باشد ، و بر خوردن با دست پاك و پاكيزه مقدّم مىدارند و متديّنين خوردن با دست ولو اين كه كثيف باشد [ را ] لازم مىدانند و از خوردن با كارد و چنگال تميز خوددارى مىنمايند . متجدّدين فكل و كراوات و موى فرزده را ضرورى مىدانند ؛ و متديّنين آن‌ها را خلاف شرع و حرام مىدانند . متجدّدين قرآن و دعا و حديث را نمىخوانند و به خواندن كتب ضلال و رمان‌هاى مفسد اخلاق مشغول مىشوند ؛ و متديّنين قرآن كريم و دعا را بدون اين كه متوجه به معناى آن باشند ، به‌طور سادگى مىخوانند و خواندن كتب علمى و صنعتى و تاريخى و اخلاقى [ را ] جايز نمىدانند . متجدّدين به هر زنى كه مىرسند ، لاس مىزنند و با زنان اجنبى مىرقصند و در استخرها شنا مىكنند و با آن‌ها خلوت مىكنند و دست مىدهند ؛ و متديّنين زن را در گور سياه « چادر » متحرّك مىگذارند و از ديدن فضا و تنفّس هوا محروم مىسازند و اعمال خانه‌دارى و بچه‌دارى را منع مىكنند . متجدّدين زن را به امراض سوزاك و سفليس و شانگر مبتلا و علاقهء او را نسبت به شوهر و بچه و خانه سلب مىكنند ؛ به حدّى كه در تهران آمار ازدواج نسبت به آمار طلاق به حدّ صفر رسيده است ؛ و متديّنين زن را به امراض سل و عصبى صرع و امراض دماغى و نخاعى ، به واسطهء منع او از تنفّس هوا و محبوس كردن در خانه مبتلا مىسازند و دختران را